


شبی از پشت یک تنهائی نمناک وبارانی تورا با لهجه گلهای نیلوفر صداکردم
تمام شب برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعاکردم

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 10:11  توسط امیر رضایی
|



شبی از پشت یک تنهائی نمناک وبارانی تورا با لهجه گلهای نیلوفر صداکردم
تمام شب برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعاکردم

چه غمگینانه میپیچد درون کوچه قلبم
صدای تو که میگفتی به جز تو دل نمیبندم
فریب وعده هایت را ندانستم ولی اکنون
به یاد خنده های تو میان گریه میخندم
